شادی و مستی | |||
![]() |
دیشب زنگ زدم خونشون با داداشش حرف بزنم در مورد درس ولی همه امیدم این بود که خودش گوشی رو بر داره و نا امید هم نشدم خودش بود ولی صداش گرفته بود کلی گله کردم که ما رو یادت رفته و از این چرت و پرت ها بعد گفتم: تلفونتون خرابه؟ گفت: نه یهو قلبم به تاپ تاپ افتاد گفتم نکنه مریض شده پرسیدم؟ گفت: نه زیاد داد زدم دیروز فوتبال بازی میکردیم داد زدم خیالم راحت شد ولی همین الآنم ناراحتم آخه هر چی باشه صدای قشنگش گرفته.....
حالا میخوام برم خونشون دعا کنید خونه باشه آخه دلم خیلی براش تنگ شده برای من کابوسه که یه هفته نبینمش چه برسه به حال که 16 روز شده
دارم میرم جای همتون خالی البته اگه بودین هم راهتون نمیدادم آخه ایلیا
ماله خودمه ماله شما نیست که در ضمن وقتی نظر میدین حق ندارین اسم ایلیا رو بنویسید
چون فقط ماله خودمه
فعلا بای ممنون از تمام دوستایی که نظر دادن....
14950:کل بازدید |
|
9:بازدید امروز |
|
0:بازدید دیروز |
|
درباره خودم
| |
![]() محسن
صبور | |
حضور و غیاب
| |
لوگوی خودم
| |
| |
فهرست موضوعی یادداشت ها | |
ستاره تنهائی ها....[23] . دوستی ها[3] . زیباترین ها[3] . حکمت ها.... . خنده ها . درد دلها . | |
اشتراک | |